خرید بک لینک

هوالقریب


بدتر از همه این است که از غیر، انتظار توجه داشته باشی آنوقت دلشکستگی ساده ترین و طبیعی ترین نتیجه ممکن است. در انتهای تمام سختی ها می فهمی مقصود فقط خودت هستی که ملتفت شوی باید رو به کدام سو داشته باشی...


پ.ن1:

کُلُّ ذَنبِکَ مَغفُورٌ سِوَی الاِعراضِ عَنِّی..


پ.ن2:

گفت می خواستی برای حال دل خودت بروی حرم؟

گفتم: نه...نه...

در دلم پیچید: آخ راست می گویی...



برچسب: نویسنده: فاطمه افشاری تاريخ: سه شنبه 19 بهمن 1395 ساعت: 5:53

یا مالک القلوب یاد آن روز می افتم که سیل آسا باران می آمد. نمی دانم بهار بود یا پاییز، چادر نمازم را به سر انداختم و رفتم توی حیاط ایستادم کنار یاس ها و دعا کردم. از ته دل دعا کردم و باران شدم. آنقدر باران شدم تا دلم آرام گرفت. باران بند آمد، یک رنگین کمان قشنگ درست شد. آمدم در اتاق و با خودم فکر کردم که عجب رویای خوبی بود. رویایی که تنها اگر اجابت شود باورش می کنم... و آنقدر زود اجابت شد که با خود گفتم ای کاش هیچ گاه این رویایی ترین رویا تمام نشود. و حالا که فصل دلتنگی رویاهاست می فهمم که تعبیر هیچ کدامشان آنقدرها که فکر می کردم و آنقدر که به نظر می رسید باب میل این دل نبود. حالا می فهمم که بیشتر رویاها فقط از دور زیبایند...

برچسب: نویسنده: فاطمه افشاری تاريخ: سه شنبه 19 بهمن 1395 ساعت: 5:53

یا مالک القلوب


حرف های نگفته را خوردم


حرف های نگفته را مُردم...

برچسب: نویسنده: فاطمه افشاری تاريخ: سه شنبه 19 بهمن 1395 ساعت: 5:53

هوالودود می خواهم سکوت کنم و در سکوت غرق شوم. می خواهم بنویسم و پاک کنم ، بنویسم و پاک کنم، آنقدر که دیگر هیچ چیز از حال خودم و هذیان های نفسم نوشته نشود... می خواهم از چشم همه محو شوم، نه دلشان برایم تنگ شود نه به یادم بیفتند نه به من احتیاجی باشد. دوست دارم دیگر در مورد هیچ کس چیزی نشنوم، چیزی نگویم، از کسی توقعی نداشته باشم، برای هیچ کس توقع ایجاد نکنم، نه تعارفی، نه رسومی، نه خواهشی، نه اضطراب و معذب بودنی...خاطره ای را مرور نکنم، کلامی را اشک نریزم، دلتنگ نباشم. دوست دارم رها شوم حتی اگر این رهایی، به ظاهر انسانیتم را زیر سوال ببرد...حتی اگر تو بگویی تمامش بخاطر ضعف و کوچکی است

برچسب: نویسنده: فاطمه افشاری تاريخ: سه شنبه 19 بهمن 1395 ساعت: 5:53

یانور


دوست داشت قاصدکی باشد که رسالتش خوش حال کردن اوست

چه کسی گفته قاصدک توقعی دارد؟




حالا هرقدر هم که خسته کننده و بهانه گیر و غرغرو و بی کفایت باشد، نمی تواند هنوز به رویای قاصدک بودن فکر نکند...

برچسب: نویسنده: فاطمه افشاری تاريخ: سه شنبه 19 بهمن 1395 ساعت: 5:53

نمی دانم برای بار چندم می آغازم. نمی دانم آغازها و پایان های زندگی که هریک نشانه ای ست، مرا تا کجا می کشاند... اینبار اما می نویسم تا بماند. هرچند که نه مخاطبی هست نه خواننده ای، اما انسی دیرینه با این صفحه و این آدرس دارم. اینجا چون گذشته است... اینجا چیزی نیست، مگر آنکه از دل برخاسته باشد. جانا دلم چو عود بر آتش بسوختی وین دم که میزنم ز غمت، دود مجمر است

برچسب: نویسنده: فاطمه افشاری تاريخ: شنبه 2 بهمن 1395 ساعت: 14:16

هوالقریب با یاد تو می خوابم/در خواب تورا بینم /از خواب چو برخیزم،/اول تو به یاد آیی... پرسید: این شعر را خطاب به چه کسی در زندگی مان می توانیم بخوانیم؟ خدا؟امام زمان؟ امام حسین؟ شهدا؟ همسر؟ دوست؟ پول؟ مقام؟ ...

برچسب: نویسنده: فاطمه افشاری تاريخ: شنبه 2 بهمن 1395 ساعت: 14:16

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

برچسب: نویسنده: فاطمه افشاری تاريخ: شنبه 2 بهمن 1395 ساعت: 14:16

هوالباقی


هرگز آن لحظاتی را که قلبت از شدت دوست داشتن یک نفر تیر می کشد از یاد نخواهی برد. اینکه چون داغی ابدی، امکان هر انکاری را از تو می گیرد....


برچسب: نویسنده: فاطمه افشاری تاريخ: شنبه 2 بهمن 1395 ساعت: 14:16

Www.elayk.blog.ir

برچسب: نویسنده: فاطمه افشاری تاريخ: شنبه 2 بهمن 1395 ساعت: 14:16

هوالقریب


یا اباعبدالله،


دور از تو ندارد دل سرگشته دوامی

دلتنگم از این فاصله... از دور سلامی!


نام تو پناه است و غمت مونس جان است

ای سوخته جان و دلِ مارا به تمامی


ماییم و شب جمعه و یاد حرم و آه

ماییم و به جامانده شمیمی به مشامی...

برچسب: نویسنده: فاطمه افشاری تاريخ: شنبه 2 بهمن 1395 ساعت: 14:16

یا مالک القلوب


هرچه اشک می ریزد سبک نمی شود. خودت سبکش کن، خوابش کن، دست نوازش بر سرش بکش، خسته است، بی پناه است.

برچسب: نویسنده: فاطمه افشاری تاريخ: شنبه 2 بهمن 1395 ساعت: 14:16

هوالرحیم آخرین فکر امشب بعد از تمام وقایع این است که حداقل می توانم دلخوش باشم که رفتار خداوند با من در دنیای دیگر به بهترین نحو است. آن روز که عدالت مشخص می شود و او که آنچه در دل ها می گذرد را می داند، او که عالم به غیب و شهاده است، او که همه چیز در محضرش حاضر است، آن روز هر مثقال عمل من و دیگران را جزا می دهد. من تشنه ی عدل الهی اویم حتی اگر که جایگاهم در پست ترین طبقه ی جهنم باشد. حتی اگر که بخاطر هر قطره اشکم موستوجب عذاب باشم، باز این برایم عین مهربانی ست. باز دلخوشم که او خداست. که او نه قضاوت اشتباه می کند نه تهمتی می زند نه کم و زیاد می کند. و حتی اگر در این جهان طعم عدلش را به من نچشاند یا بچشاند و من نفهمم، لا اقل دلخوشم که آن روزِ تبلی السرائر دلم آرام می گیرد.

برچسب: نویسنده: فاطمه افشاری تاريخ: شنبه 2 بهمن 1395 ساعت: 14:16

هوالقریب

گفته است:
آزمودم دل خود را به هزاران شیوه
هیچ چیزیش به جز وصل تو خشنود نکرد

می خوانم:
آزمودی دل من را به هزاران شیوه...

برچسب: نویسنده: فاطمه افشاری تاريخ: شنبه 2 بهمن 1395 ساعت: 14:16

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

برچسب: نویسنده: فاطمه افشاری تاريخ: شنبه 2 بهمن 1395 ساعت: 14:16

صفحه بندی